|
عشق
|
هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزدآن کس که دلی دارد آراسته معنیگر سیل عقاب آید شوریده نیندیشدآخر نه منم تنها در بادیه سودابی بخت چه فن سازم تا برخورم از وصلتفضلست اگرم خوانی عدلست اگرم رانیتا دل به تو پیوستم راه همه دربستمسعدی نظر از رویت کوته نکند هرگز |
|
وین طبع که من دارم با عقل نیامیزدگر هر دو جهان باشد در پای یکی ریزدور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزدعشق لب شیرینت بس شور برانگیزدبیمایه زبون باشد هر چند که بستیزدقدر تو نداند آن کز زجر تو بگریزدجایی که تو بنشینی بس فتنه که برخیزدور روی بگردانی در دامنت آویزد |
| +| نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 14 دی1390 و ساعت 21:6 |
علي دايي

علی دایی یکی از بهترین گلزنان تاریخ فوتبال و نفر اول در لیست گلزنان بینالمللی است. او همچنین بهترین گلزن در تاریخ بازیهای آسیایی است. او در دور مقدماتی جام جهانی سال ۱۹۹۸، با به ثمر رساندن ۳۸ گل در ۵۶ بازی در رتبهٔ اول قرار گرفت.
| +| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 29 آذر1390 و ساعت 20:47 |
گفتگو با خدا

در روياهايم ديدم كه با خدا گفتگو مي كنم . خدا پرسيد پس تو ميخواهي با من گفتگو كني؟ من در پاسخش گفتم: اگر وقت داريد. خدا خنديد و گفت وقت من بي نهايت است. در ذهنت چيست كه مي خواهي از من بپرسي؟ پرسيدم چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟ خدا پاسخ داد: كودكي شان. اينكه آنها از كودكي شان خسته مي شوند و عجله دارند زود بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدت ها آرزو مي كنند كه كودك باشند... اينكه آنها سلامتي شان را از دست مي دهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را از دست مي دهند تا سلامتي شان را بدست آورند. اينكه با اضطراب به آينده نگاه مي كنند و حال را فراموش مي كنند و بنابراين نه در حال زندگي مي كنند نه در آينده. اينكه آنها به گونه اي زندگي ميكنند كه گويي هرگز نمي ميرند و به گونهاي مي ميرند كه گويي هرگز زندگي نكردهاند...
| +| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 10 شهریور1390 و ساعت 20:45 |
توفيق اجباري
سلام دوستان
اخر نوبت سربازي به ما هم رسيد چند روز ديگه به خدمت مقدس سربازي اعزام ميشيم
دعا كنيدكه اين توفيق نصيب شما هم بشه 
نه راستي دعا نمي خواد خودشون ميان دنبالتون يا خودتون زودتر مي رويد دنبال معافي (مثل بعضي از دوستان)
به هر حال ما كه رفتني شديم التماس دعا و خدا نگهدار

| +| نوشته شده توسط محمد در جمعه 20 خرداد1390 و ساعت 8:30 |
نقش كنترل احساسات در زندگي
نقش كنترل احساسات در زندگي
.jpg)
کمتر اتفاق مي افتد افرادي که در حيطه ي تناسب اندام دستي در کار دارند، در مورد احساسات صحبت کرده و خودشان را درگير اينجور مسائل کنند. اگر شما هم تصور ميکنيد که جزء يک چنين افرادي هستيد بهتر است از اين صفحه خارج شده و مطلب ديگري را براي مطالعه کردن انتخاب کنيد.
بدن شما به اين دليل داراي فرم فعلي است چراکه شما اين فرم را به آن داده ايد. شکل بدن شما تنها به دليل وجود ژن و وراثت به اين صورت در نيامده است، حتي "متابوليسم کند" هم آنچنان شما را با خطرات جدي روبرو نخواهد کرد چرا که با تقويت ماهيچه ها و ثابت نگه داشتن ميزان قند خون به راحتي مي توانيد متابوليسم بدن خود را تسريع کنيد؛ اما اگر به طور مرتب از ميان وعده هاي ناسالم استفاده کرده، غذاهاي ناسالم بخوريد، تمام طول روز دراز کشيده باشيد، و از برنامه خواب و استراحت مناسب برخوردار نباشيد، تمام مدت با احساسات مغتشش و استرس روبرو باشيد به خودتان مديون هستيد که طرز زندگي تان را تغيير دهيد. شما بايد منشاً ايجاد مشکلات را پيدا کرده و اههاي سازنده اي براي مقابله با آنها پيدا کنيد. اگر از وضعيت زندگي خود به درستي آگاهي نداشته باشيد و به درستي متوجه نباشيد که از کجا بايد براي حل مشکلات اقدام کنيد، به طور ناخواسته وضعيت دشواري را هم به بدن و هم به روابط خود تحميل خواهيد کرد.
بهترين نکاتي که مي توانند در اين راه به شما کمک کنند ايمان و آگاهي نسبت به اين مطلب است که مي توانيد از خودتان "فرد بهتري" بسازيد. اولين گام در اين راه... ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 12 بهمن1389 و ساعت 17:51 |
ازدواج نكنيد اگر....

ازدواج نكنيد اگر...
1) اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود، مسئولیت کاری را به عهده نمی گیرید یا در مسئولیت محوله تعلل می ورزید.( تنبلی و بی مسئولیتی)
2) اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود( که به نظر شما غیرمنطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی کننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد نمائید.(عدم تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران)
۳) اگر در زندگی، مرتب شغل خود را عوض کرده اید، با دوستان زیادی به خاطر مشکلاتی قطع رابطه نموده اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده یا ترک تحصیل کرده اید، علائق خود را نیمه کاره رها کرده اید و ثبات فکری، احساسی و رفتاری ندارید.(عدم ثبات فکری، احساسی و رفتاری)
4) اگر تصور می کنید; افکار، احساس و رفتار همسرتان ...
ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 13 دی1389 و ساعت 20:46 |
۳۰اصل براي اعتماد به نفس بالا
۳۰اصل براي اعتماد به نفس بالا
1) اصل اعتماد به قدرت و ياري خداوند و حمايت او 2) اصل آگاهي و اشراف و بصيرت لحظه به لحظه به خود 3) اصل تغيير در الگوها و ايجاد نشانه ها 4) اصل خوديابي( من کيستم؟)- قائم مقام ومحبوب خداوند( عزت نفس) 5) اصل احساس خود شايستگي، خود سالاري و احساس شخصيت( نه غرور بيجا) 6) اصل عدم مقايسه خود با ديگران 7) اصل خودباوري و خودمحوري بعدازخدا محوري 8) اصل داشتن هدف و برنامه در زندگي 9) اصل تميزي و ظاهر 10) اصل تعريف از خود و ديگران 11) اصل تشويق خود و ديگران 12) اصل تعهد به قول و صداقت و راستي 13) اصل عدم انجام عمل خلاف و عذرخواهي 14) اصل نظم وانضباط کاري 15) اصل دانش و تجربه 16) اصل مديريت زمان 17) اصل مديريت اولويت ها 18) اصل اقتدار در مقابل ضعف 19) اصل يقين در مقابل ترديد 20) اصل احساس رهبري و مديريت 21) اصل مسئوليت پذيري 22) اصل سلامت و نگهداري از جسم 23) اصل تبسم 24) اصل ابراز عشق به ديگران و متذکر شدن ويژگيهاي مثبت آنان 25) اصل نگاه به ديگران ( در عين تواضع بزرگي خود را در دل حس کنيد) 26) اصل عدم تأخير 27) اصل قاطعيت و گفتن نه 28) اصل عدم شماتت و سرزنش خود و ديگران 29) اصل کمک به ديگران و بخشايش 30) اصل ژست و حالت بدني
| +| نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 17 آذر1389 و ساعت 20:34 |
راهكارهاي زندگي بهتر

۱ – لحظات روزانه زندگی را درک کنید هر از چندی مکث کنید تا گل سرخی را ببویید یا کودکان را حین بازی تماشا کنید. کسانی که درنگ میکنند تا وقایعی را که بهطور عادی با عجله پشت سر میگذارند، ببینند یا در طول روز به وقایع خوشایند روزانه فکر میکنند، افزایش قابل توجهی را از نظر رضایت و کاهش افسردگی گزارش میکنند.
۲ – از مقایسه بپرهیزید چشم و همچشمی جزئی از بسیاری از فرهنگهاست اما مقایسه خودمان با سایرین میتواند به رضایت و عزت نفس لطمه وارد کند. به جای مقایسه کردن با دیگران، توجه خود را به دستاوردهای شخصی معطوف کنید تا به رضایت بیشتری دست یابید.
۳ – بیش از اندازه به پول توجه نکنید کسانی که پول را در رأس فهرست اولویتهای خود قرار میدهند، بیشتر در معرض افسردگی، اضطراب و عزت نفس پایین هستند. این امر در ملل و فرهنگهای گوناگون یکسان است. هر چقدر بیشتر رضایت را در کالاهای مادی بجوییم، کمتر آن را مییابیم. رضایت، عمر کوتاهی دارد و گذراست. پولدوستان نیز در آزمون پویایی و خودشکوفایی نمره اندکی میگیرند.
۴ – اهداف معنادار داشته باشید کسانی که برای تحقق چیزی ارزشمند تلاش میکنند، بسیار راضیتر از کسانی هستند که رؤیاها یا آرزویی ندارند. این اهداف میتواند به سادگی یادگرفتن مهارتی جدید یا بار آوردن بچهها به شیوهای اخلاقی باشد. انسان همواره برای رشد به نوعی معنا نیاز دارد. به گفته دانشمندان، رضایت و خوشبختی در محل تلاقی لذت و معنا قرار دارد. هدف چه در محل کار و چه در خانه آن است که فعالیتهایی انجام دهیم که از نظر شخصی هم لذتبخش و هم مهم باشد.
۵ – در کار ابتکار به خرج دهید میزان رضایت شما از شغل تا حدی به ابتکاری که به خرج میدهید، بستگی دارد. محققان معتقدند هنگامی که خلاقیت به خرج میدهیم، به دیگران کمک میکنیم و راههای بهبود در امور را پیشنهاد میکنیم یا کارهای اضافی انجام میدهیم، از کارمان بیشتر احساس اغنا میکنیم.
۶ – دوست پیدا کنید و به خانواده اهمیت دهید افراد راضی معمولاً خانواده، دوست و روابط بهتری دارند. اما صرف کمیت رابطه با افراد کافی نیست، بلکه کیفیت آن نیز اهمیت دارد. انسان به رابطه نزدیک نیاز دارد؛ رابطهای که در برگیرنده تفاهم و توجه باشد.
۷ – لبخند بزنید، حتی زمانی که حالش را ندارید بهنظر ساده میرسد اما بسیار مؤثر است. افراد راضی امکانات موجود، فرصتها و موفقیت را میبینند. وقتی آنان به آینده نگاه میکنند، خوشبین هستند و وقتی گذشته را مرور میکنند، معمولا گزینههای مثبت را میبینند. حتی اگر از بچگی اینگونه بزرگ نشدهاید که نیمه پر لیوان را ببینید، با تمرین نگرش مثبت به عادت تبدیل میشود.
۸ – طوری تشکر کنید که گویی واقعاً قدردان هستید کسانی که عادت به سپاسگزاری دارند، معمولاً سالمتر و خوشبینتر هستند و بیشتر به سوی تحقق اهداف پیشرفت میکنند. تحقیقات نشان میدهد افرادی که به کسانی که به آنان کمک کردهاند، نامه تشکرآمیز مینویسند، از نظر رضایت در سطح بالا و از نظر افسردگی در سطح پایینی قرار دارند. به علاوه اثر یک نامه تشکرآمیز تا هفتهها طول میکشد.
۹ – از خانه بیرون بروید و ورزش کنید تحقیقات نشان میدهد که ورزش میتواند به اندازه داروها در درمان افسردگی مؤثر باشد و در عین حال هیچگونه عوارض جانبی نیز نداشته باشد. به علاوه، هزینه آن نیز بهمراتب کمتر است. ورزش منظم حس تحقق چیزی را به انسان میدهد، امکان تعامل با دیگران را فراهم میکند، هورمونهای عامل احساس خوب را در بدن آزاد میکند و عزت نفس را افزایش میدهد.
۱۰ – بخشش را فراموش نکنید نوعدوستی و بخشش را به جزئی از زندگی خود تبدیل کنید و از این کار مقصودی را بجویید. محققان میگویند کمک به همسایه، داوطلبشدن برای انجام کارهای عامالمنفعه یا اهدای کالا و خدمات باعث ایجاد احساس خوبی در شخص میشود که مزایای زیادی از نظر تندرستی به همراه دارد که از ورزش کردن یا ترک کردن سیگار هم بیشتر است. گوش کردن به درد دل دوست، یاد دادن مهارتها، توجه به موفقیتهای دیگران و روحیه گذشت نیز به رضایت میافزاید. محققان میگویند کسانی که برای دیگران خرج میکنند، بیشتر از کسانی که برای خودشان خرج میکنند، احساس رضایت میکنند
۲ – از مقایسه بپرهیزید چشم و همچشمی جزئی از بسیاری از فرهنگهاست اما مقایسه خودمان با سایرین میتواند به رضایت و عزت نفس لطمه وارد کند. به جای مقایسه کردن با دیگران، توجه خود را به دستاوردهای شخصی معطوف کنید تا به رضایت بیشتری دست یابید.
۳ – بیش از اندازه به پول توجه نکنید کسانی که پول را در رأس فهرست اولویتهای خود قرار میدهند، بیشتر در معرض افسردگی، اضطراب و عزت نفس پایین هستند. این امر در ملل و فرهنگهای گوناگون یکسان است. هر چقدر بیشتر رضایت را در کالاهای مادی بجوییم، کمتر آن را مییابیم. رضایت، عمر کوتاهی دارد و گذراست. پولدوستان نیز در آزمون پویایی و خودشکوفایی نمره اندکی میگیرند.
۴ – اهداف معنادار داشته باشید کسانی که برای تحقق چیزی ارزشمند تلاش میکنند، بسیار راضیتر از کسانی هستند که رؤیاها یا آرزویی ندارند. این اهداف میتواند به سادگی یادگرفتن مهارتی جدید یا بار آوردن بچهها به شیوهای اخلاقی باشد. انسان همواره برای رشد به نوعی معنا نیاز دارد. به گفته دانشمندان، رضایت و خوشبختی در محل تلاقی لذت و معنا قرار دارد. هدف چه در محل کار و چه در خانه آن است که فعالیتهایی انجام دهیم که از نظر شخصی هم لذتبخش و هم مهم باشد.
۵ – در کار ابتکار به خرج دهید میزان رضایت شما از شغل تا حدی به ابتکاری که به خرج میدهید، بستگی دارد. محققان معتقدند هنگامی که خلاقیت به خرج میدهیم، به دیگران کمک میکنیم و راههای بهبود در امور را پیشنهاد میکنیم یا کارهای اضافی انجام میدهیم، از کارمان بیشتر احساس اغنا میکنیم.
۶ – دوست پیدا کنید و به خانواده اهمیت دهید افراد راضی معمولاً خانواده، دوست و روابط بهتری دارند. اما صرف کمیت رابطه با افراد کافی نیست، بلکه کیفیت آن نیز اهمیت دارد. انسان به رابطه نزدیک نیاز دارد؛ رابطهای که در برگیرنده تفاهم و توجه باشد.
۷ – لبخند بزنید، حتی زمانی که حالش را ندارید بهنظر ساده میرسد اما بسیار مؤثر است. افراد راضی امکانات موجود، فرصتها و موفقیت را میبینند. وقتی آنان به آینده نگاه میکنند، خوشبین هستند و وقتی گذشته را مرور میکنند، معمولا گزینههای مثبت را میبینند. حتی اگر از بچگی اینگونه بزرگ نشدهاید که نیمه پر لیوان را ببینید، با تمرین نگرش مثبت به عادت تبدیل میشود.
۸ – طوری تشکر کنید که گویی واقعاً قدردان هستید کسانی که عادت به سپاسگزاری دارند، معمولاً سالمتر و خوشبینتر هستند و بیشتر به سوی تحقق اهداف پیشرفت میکنند. تحقیقات نشان میدهد افرادی که به کسانی که به آنان کمک کردهاند، نامه تشکرآمیز مینویسند، از نظر رضایت در سطح بالا و از نظر افسردگی در سطح پایینی قرار دارند. به علاوه اثر یک نامه تشکرآمیز تا هفتهها طول میکشد.
۹ – از خانه بیرون بروید و ورزش کنید تحقیقات نشان میدهد که ورزش میتواند به اندازه داروها در درمان افسردگی مؤثر باشد و در عین حال هیچگونه عوارض جانبی نیز نداشته باشد. به علاوه، هزینه آن نیز بهمراتب کمتر است. ورزش منظم حس تحقق چیزی را به انسان میدهد، امکان تعامل با دیگران را فراهم میکند، هورمونهای عامل احساس خوب را در بدن آزاد میکند و عزت نفس را افزایش میدهد.
۱۰ – بخشش را فراموش نکنید نوعدوستی و بخشش را به جزئی از زندگی خود تبدیل کنید و از این کار مقصودی را بجویید. محققان میگویند کمک به همسایه، داوطلبشدن برای انجام کارهای عامالمنفعه یا اهدای کالا و خدمات باعث ایجاد احساس خوبی در شخص میشود که مزایای زیادی از نظر تندرستی به همراه دارد که از ورزش کردن یا ترک کردن سیگار هم بیشتر است. گوش کردن به درد دل دوست، یاد دادن مهارتها، توجه به موفقیتهای دیگران و روحیه گذشت نیز به رضایت میافزاید. محققان میگویند کسانی که برای دیگران خرج میکنند، بیشتر از کسانی که برای خودشان خرج میکنند، احساس رضایت میکنند
| +| نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 30 آبان1389 و ساعت 13:16 |
تحميل كردن باورها به دنياي اطراف
وقتي پاي عشق و عاشقي به ميان مي آيد، ما نه تنها توجه خاصي به بعضي اعمال و اتفاقات معطوف مي کنيم بلکه عقايدمان را هم به آنچه که مي بينيم تحميل مي کنيم.
تجربه يک موقعيت "همانطور که هست" کار سختي است. ما همه موقعيت ها را با عقايد و باورهاي خودمان درمورد آنچه که در آن اتفاق مي افتد تجربه مي کنيم.
به زبان ساده بايد بگوييم که باورها و عقايد ما بر آنچه که تجربه مي کنيم تاثير مي گذارد. بنابراين افراديکه عقايد مختلفي دارند، يک موقعيت يکسان را به طرق مختلف تجربه ميکنند.
براي مثال، يکي از ارباب رجوع هاي ما "باور دارد" که همه زن ها در همه جاي دنيا او را مي پرستند. به همين خاطر هر برخورد دوستانه از طرف خانم ها چه مهماندار هواپيما باشد چه پيشخدمت رستوران يا هر چيز ديگر را به آن مسئله نسبت مي دهد.
از طرف ديگر، اگر "باور داشته باشيد" که افراديکه در کارشان با مردم سروکار دارمد بايد به ارباب رجوع خود دوستانه و با محبت رفتار کنند، آنوقت همه اين ارتباطات معني ديگري پيدا ميکند.
و به ياد داشته باشيد، ما نه تنها موقعيت هاي موجود را برحسب باورهايمان توجيه مي کنيم، بلکه توجهمان را از همان ابتدا به برخي موقعيت هاي خاص معطوف مي کنيم. در اين مورد همان ارباب رجوع خاص فقط به موقعيت هايي توجه مي کند که خانم ها برخورد دوستانه با او دارند و مواردي که همان خانم ها با ديگران هم همان برخورد دوستانه را دارند ناديده مي گيرد.
براي همه سخت است که باورهايشان را از تجربه شان جدا کنند. اين تعصب ها جزء واقعيت هاي آنها هستند.
مثال ديگري کمک مي کند که اين نکته را بهتر درک کنيد:
يکي از دوستان ما سالها بود که دوست داشت يک کت چرمي گران بخرد. روزي که کت جديد خورد را خريد آن را تن کرد و به يک کلوب رفت. از شانسش آن روز همه در کلوب به سمت او نگاه مي کردند. او هم آن وضعيت را اينطور تفسير کرد که، "اين کت چرمي من را خيلي عالي نشان مي دهد بايد زودتر از اينها آن را مي خريدم". متاسفانه، ابن دوست ما متوجه نشده بود که دليل اينکه همه مردم به سمت او نگاه مي کردند به خاطر کت چرمي او نبوده، به اين دليل بوده که يک هنرپيشه پشتش نشسته بوده است.
يا تصور کنيد که با همسرتان براي شام بيرون رفته ايد و متوجه مي شويد که همسرتان به يک خانم/مرد جذاب که آنطرف تر نشسته است خيره شده است. اين موقعيت را چگونه تفسير مي کنيد؟ به نظرتان سرگرم کننده، تهديد کننده، بي ضرر يا آزاردهنده است؟
تجربه ما از هر اتفاق فقط با آنچه که اتفاق مي افتد شکل نمي گيرد بلکه با تصورات ما از آن اتفاق ساخته مي شود.
باورهاي ما ممکن است که درست يا غلط باشند يا چيزي بين اين دو.
متاسفانه معمولاً جدا کردن واقعيت از خيال خيلي سخت است. بقيه افراد ممکن است درمورد آنچه اتفاق افتاده دروغ بگويند اما ما هم درک نادرستي از اتفاقات داريم.
براي پيچيده تر کردن مسائل اکثر اتفاقاتي که ما روزانه تجربه مي کنيم مبهم هستند. اکثر اتفاقات را مي توان به بيش از يک حالت تفسير کرد. اما تعداد کمي از ما در طول زندگي متوجه اين مسئله مي شوند.
تعداد کمي از ما هستند که پي به مبهم بودن اتفاقات اطراف ببرد. اکثر ما خودمان را توجيه مي کنيم که "من مي دانستم...".
تحميل کردن عقايد و باورهايمان به دنياي اطراف انرژي و تلاش کمي مي طلبد و حس اطمينان به ما ميدهد. از طرف ديگر، تلاش براي کشف حقيقت سخت، پيچيده و گمراه کننده است. براي اکثر ما تحميل کردن عقايد خودمان راحت تر است تا اينکه بخواهيم موقعيت را از ديدگاه هاي مختلف بررسي کنيم.
و اين ايده که "عقايد" بر تجربه تاثير مي گذارد درمورد عشق و دوست داشتن هم کاملاً صدق مي کند.
باور ما درمورد صميميت شديداً بر آنچه که در روابط صميمانه مان تجربه مي کنيم اثر مي گذارد. صدها تحقيق نشان داده است که افراد يک موقعيت منطقي را برحسب اعتقادات خود به صورت هاي مختلف تجربه مي کنند. آيا فکر مي کنيد که طرف رابطه تان صادق، نجيب و مهربان است؟ اين احتمالاً طوري است که دوست داريد او را ببينيد.
| +| نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 13 آبان1389 و ساعت 8:48 |
نكات مهم درباره رشد و پيشرفت فردي
این روزها اصطلاحات رشد فردی، پیشرفت فردی و کمک به خود خیلی باب شده است. خیلی از کتابها و وب سایت ها را بر مبنای این موضوعات می بینیم. به نظر میرسد که مردم برای پیدا کردن راه حلی برای مشکلاتشان به درون خود رجوع می کنند. و برای این منظور به دنبال اطلاعات، تکنیک ها، کارگاه های آموزشی و سخنرانی هایی هستند که راه آنرا نشانشان دهد. مردم فهمیده اند که رشد و پیشرفت فردی کیفیت زندگی آنها را بالا می برد.
ذهن ناخودآگاه یکی از کلیدهای رشد و پیشرفت فردی است. با تغییر محتویات ذهن ناخودآگاه می توانید عادات و رفتارهایتان را تغییر دهید. اینکار از طریق تجسم سازی، استفاده از عبارات تاییدی، مدیتیشن و بررسی رفتارها و عادت ها میسر است.
فرایند تغییر درونی نیاز به کار و تلاش درونی دارد. خواندن فقط کافی نیست، باید آنچه خوانده اید را تمرین کنید و این نیازمند زمان و تلاش است. چیزی به اسم پیشرفت فردی فوری وجود ندارد. هر تغییر درونی زمان می برد و برای آن باید انگیزه، تمایل، جاه طلبی، پشتکار و فداکاری داشته باشید. مقاومتهای درونی و بیرونی را هم باید مد نظر قرار دهید. با شروع هر برنامه رشد فردی اکثر افراد معمولاً با مقاومت های درونی مواجه می شوند که از عادات قدیمی و ذهن ناخودآگاه آنها سرچشمه می گیرد. این مقاومت ها ممکن است از افراد دور و بر آنها نیز باشد.
میل به تغییر، ساختن عادت های تازه و رشد باید آنقدر نیرومند باشد تا بتواند بر تنبلی، میل به دست کشیدن از کار، یا مسخره کردن ها و مقاومت های خانواده، دوستان و همکاران غلبه کند.
اجازه بدهید چیزی درمورد خودم بگویم. من از سنین پایین روی تکنیک های پیشرفت و رشد فردی کار می کردم و آن را منبعی از قدرت درونی، شادی و راهی برای بهتر زندگی کردن می دانستم. یکی از مفیدترین تکنیک هایی که کشف کردم تکنیکی بسیار ساده اما بسیار موثر بود. در این تکنیک به رفتارها و اعمال مردم در موقعیت های مختلف نگاه میکنی و بعد به درون خود نگاه می کنی تا ببینی خودت هم در یک موقعیت مشابه به همان صورت رفتار می کنی یا نه.
وقتی کسانی را می دیدم که خصوصیاتی داشتند که دوست نداشتم، خودم را آزمایش می کردم تا ببینم من هم آن خصوصیات را دارم یا نه. اگر داشتم، در ذهنم یک رفتار دیگر را تجسم می کردم. در چشم ذهنم خودم را می دیدم که خلاف آن خصوصیت را دارم. خودم را در موقعیت هایی تجسم می کردم که آن رفتار جدید را از خود نشان می دهم.
زمانیکه با خصوصیاتی روبه رو می شدم که دوست داشتم، درمورد فواید و مزیت های آن و اهمیتشان در زندگی خودم فکر میکردم. اینجا هم از تجسم سازی و عبارات تاییدی استفاده کرده و سعی می کردم که در زندگی همانطور رفتار کنم.
به این طریق بود که از رفتارها و اعمال مردم اطرافم، در محل کار، خانه، خیابان، و هر جای دیگر بهره های زیادی نصیبم شد. اینکار هیچوقت با هدف قضاوت کردن درمورد آنها یا بهره کشی از آنها نبوده بلکه برای یاد گرفتن نحوه بهتر رفتار و عمل بوده است. این فرایند فایده دیگری هم داشت. علم من را درمورد افکاری که بر رفتار و اعمال مردم تاثیر می کند بالا برد.
شما چطور می توانید از این تکنیک برای رشد و پیشرفت فردی خود استفاده کنید؟
1. به اطراف خود نگاه کنید و ببینید مردم در موقعیت های مختلف چطور رفتار و عمل می کنند. به افرادیکه در محل کار، خانه، سوپرمارکت، در اتوبوس، تاکسی یا در خیابان می بینید دقت کنید. حتی می توانید به افرادیکه در تلویزیون با آنها مصاحبه میشود یا در فیلم ها می بینید هم فایده ببرید.
2. ببینید مردم چطور حرف می زنند، چطور راه می روند، چطور واکنش می دهند و درنتیجه آن سایر افراد چطور با آنها برخورد می کنند.
3. به نحوه استفاده افراد از صدای خود و واکنش آنها به صدای دیگران دقت کنید. ببینید وقتی دیگران داد می زنند یا نرم و آرام صحبت می کنند شما چه احساسی پیدا می کنید. ببینید وقتی افراد عصبانی می شوند، ناراحت می شوند یا برعکس شاد و آرام هستند چه اتفاقی می افتد.
4. اگر چیزی که مشاهده می کنید را دوست ندارید، ببینید چرا و چطور آن را دوست ندارید و بعد رفتار خودتان را بررسی کنید تا ببینید شما هم همانطور رفتار می کنید یا خیر. با خود صادق و بیطرف باشید.
5. اگر متوجه شدید که شما هم بعضی از این رفتارهای نامطلوب را دارید، هر از گاهی به خودتان گوشزد کنید، آنوقت هر بار که چنین رفتاری نشان می دهید کاملاً از آن آگاهید و تمام تلاشتان را می کنید که چنین رفتاری از شما سر نزند.
6. در ذهنتان تجسم کنید که دوست دارید چطور برخورد کنید. چندین بار در طول روز آنرا تکرار کنید.
7. وقتی با رفتار و عملی روبه رو شدید که دوست داشتید، سعی کنید به همان صورت رفتار کنید. اینجا هم چندین بار در طول روز آن صحنه را در ذهنتان تجسم کنید.
8. همچنین می توانید برخی از عادت های سابقتان را کنار گذاشته و عادت ها و رفتارهای جدیدی اتخاذ کنید. مداوم تغییراتی که باید انجام دهید را به خودتان یادآور شوید و برحسب آن رفتار کنید. هربار که دیدید مطابق آن عادت قدیمی رفتار کرده اید، تصمیمتان برای تغییر و بهبودی را به یاد بیاورید و بنابر آن رفتار کنید.
9. اگر زود نتیجه نگرفتید، ناامید و خسته نشوید. مهم نیست که چند بار شکست بخورید یا فراموش کنید که آنطور دلخواهتان رفتار کنید. پشتکار داشته باشید و هیچوقت از تلاش دست نکشید و خواهید دید که چطور خودتان و زندگیتان کم کم تغییر میکنید.
| +| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 4 آبان1389 و ساعت 22:30 |
در جستجوي خدا

کوله پشتیاش را برداشت و راه افتاد.
رفت که دنبال خدا بگردد و گفت: تا کولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.
نهالی رنجور و کوچک کنار راهایستاده بود، مسافر با خندهای رو به درخت گفت: چه تلخ است کنار جادهبودن و نرفتن؛
درخت زیرلب گفت: ولی تلخ تر آن است که بروی وبیرهاورد برگردی. کاش میدانستی آنچه در جستوجوی آنی، همینجاست…
مسافر رفت و گفت: یک درخت از راه چه میداند، پاهایش در گِل است، او هیچگاه لذت جستوجو را نخواهد یافت.
و نشنید که درخت گفت: اما من جستوجو را از خود آغاز کردهام و سفرم را کسی نخواهددید؛ جز آن که باید.
مسافر رفت و کولهاش سنگین بود. هزار سال گذشت، هزار سالِ پر خم و پیچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته بود، اما غرورش را گم کرده بود…
به ابتدای جاده رسید. جادهای که روزی از آن آغاز کرده بود. درختی هزار ساله، بالا بلند و سبز کنار جاده بود.
زیر سایهاش نشست تا لحظه اي بیاساید.
مسافر درخت را به یاد نیاورد. اما درخت او را میشناخت.
درخت گفت: سلام مسافر، در کولهات چه داری، مرا هم میهمان کن.
مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمندهام، کولهام خالی است و هیچ چیز ندارم.
درخت گفت: چه خوب، وقتی هیچ چیز نداری، همه چیز داری.اما آن روز که میرفتی، در کولهات همه چیز داشتی، غرور کمترینش بود، جاده آن را از تو گرفت.
حالا در کولهات جا برای خدا هست و قدری از حقیقت را در کوله مسافر ریخت…
دستهای مسافر از اشراق پر شد و چشمهایش از حیرت درخشید و گفت: هزار سال رفتم وپیدا نکردم و تو نرفتهای، این همه یافتی!
درخت گفت: زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم ، و پیمودن خود، دشوارتر از پیمودن جادههاست …
| +| نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 19 مهر1389 و ساعت 20:41 |
جفت روحی شما کیست؟
جفت روحی شما کیست؟ جفت روحی شما بهترین عشق و ایده آل واقعی شماست و اگر شما با هم باشید بهترین زندگی را به دست خواهید آورید. زیرا وقتی شما با هم هستید از هر جهت همیشه شاد و خوش و مسرور … و عشق شما روز به روز بیشتر می شود
چگونه جفت روحی خود را پیدا کنی ؟ به ضمیر ناخود آگاه خود این پیام را عمیقا می فرستی که (( من می خواهم جفت روحی واقعی خود را در زمان مناسبش پیدا کنم و همیشه با او باشم… خدا یار و یاور من در این جذب است )) می گویم زمان مناسب زمان باید؛ زمان مناسب خودش باشد چون در غیر این صورت یا شما یا او جنبه این عشق را ندارید و ممکن است راهتان از هم جدا شود. ضمیر ناخود آگاه از شعور جهانی به اذن خداوند این شخص را پیدا می کند. سپس قانون جذب دست به کار می شود و با حصول شرایط جذب؛ شما را به هم می رساند. می پرسی آیا ممکن هست شخص ایده آل من وجود داشته باشد ؟ بله هر فرد به عنوان یک پیشامد تلقی می شود … جمعیت جهان تقریبا ۶ میلیارد نفر است و یک نفر جفت روحی شماست. حال بیاییم به مسئله کنونی شما بپردازیم کسی هست که او را دوست داری … این شخص ممکن است جفت روحی ای باشد که زمانی او را می خواستید پیدا کنید و اکنون او آمده است . از طرف دیگر هم ممکن است او نباشد. شما باید از هوشیاری باطن و الوهیت درون بخواهید با شما نجوا کند و بگوید آیا او همان جفت روحی شماست؟
اگر هست خود آگاه و ناخود آگاه شما هم جهت پیش رفته اند و تصمیم عالی این است که او را جذب کنی. اگر پاسخ دلت این بود که این شخص جفت روحی شما نیست، بگذارید برود و شما هم بروید تا هر دوی شما خود را از رسیدن به جفت روحی خود باز ندارید. اگر پافشاری کنید ممکن است ازدواج کنید اما هیچ تضمینی نیست خوشبخت شوید. چرا که جفت های روحی شما نیز در جای دیگر به خود آگاه خود اعتماد کردند و تن به ازدواجی داده اند که خوشبختشان نکرده است. پس ببنید ۴ نفر زندگیشان تقریبا تباه شده است. ۴ نفری که می توانستند همدیگر را بیابند و زندگی رویایی داشته باشند تن به زندگی عادی و گاهی بی ثمر داده اند. خود آگاه فقط فکر می کند. منبع فکر او استفاده از قانون علیت است. خود آگاه وقتی جستجو می کند جستجویی ساده است اما ناخود آگاه آنچنان قدرتی دارد که هیچ چیز از دید او محفوظ نیست. ناخود آگاه همان روح شماست. همه جا را می گردد و از گنجینه های اطلاعات جهان و منابع ماورایی ((آگاهی کیهانی)) می پرسد و معجزات را برایتان به ارمغان می آورد. خود آگاه شما جنس مخالف را فقط در اطرافتان می بیند در کوچه ، خیابان ، مهمانی، دانشگاه و سر کار شما ؛ خود آگاه تان جنس مخالف اطراف خود را می بیند… ولی ممکن است جفت روحی شما اصلا در اینجا ها نباشد. ممکن است در قاره و یا حتی نیمکره دیگر زمین باشد. اگر کار را به ضمیر ناخود آگاه بسپارید او پیدا می شود و همه چیز عالی پیش می رود. فراموش نکنید که ندای درون همیشه راست می گوید . می توانید قبل از خواب از هوشیاری برتر و الهی خود بخواهید اسرار عشق و آن فرد را در رویا برای شما بازگو کند… وقتی بیدار شدید بلافاصله خوابی را که دیده اید روی کاغذ بیاورید. نوشتن رویا را فراموش نکنید زیرا بسیار حیاتی است. ما بعد از چند دقیقه تمام رویای شب خود را فراموش می کنیم… رویاهای صادقه ما معجزاتی می کنند که اگر ایمان داشته باشی زندگی شما را معرکه ی زیبایی می کنند.
| +| نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 14 مهر1389 و ساعت 18:38 |
قانون انگيزه: هرچه مي گوييد يا انجام مي دهيد، از تمايلات دروني شما سرچشمه مي گيرد. پس براي رسيدن به موفقيت بايد انگيزه ها را مشخص كرد تا با يك برنامه ريزي اصولي به هدف رسيد.
قانون انتظار: اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چيزي را در محيط پيرامون تان داشته باشيد آن چيز به وقوع مي پيوندد. شما هميشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل مي كنيد و اين انتظارات بر رفتار و چگونگي برخورد اطرافيانتان تاثير مي گذارد.
قانون تمركز: هرچيزي كه روي آن تمركز كرده و به آن فكر كنيد، در زندگي واقعي شكل گرفته و گسترش پيدا مي كند. بنابراين بايد فكر خود را بر چيزهايي متمركز كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.
قانون تفكر مثبت: براي رسيدن به موفقيت، تفكر مثبت امري ضروري است. شيوه تفكر شما نشان دهنده ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست.
قانون انتخاب: زندگي ما نتيجه انتخاب هاي ما تا اين لحظه است. چون همواره در انتخاب افكار خود آزاد هستيم، كنترل كامل زندگي و تمامي آنچه برايمان اتفاق مي افتد در دست خودمان است.
قانون تغيير: تغيير غيرقابل اجتناب است و ما بايد استاد تغيير باشيم نه قرباني آن.
قانون خدمت: پاداش هايي كه مي گيريد، با ميزان خدمت شما به ديگران رابطه مستقيم دارد. هرچه بيشتر براي بهبود زندگي و سعادت ديگران كار كنيد و توانايي هاي خود را افزايش دهيد، در عرصه هاي مختلف زندگي خود بيشتر پيشرفت مي كنيد.
قانون علت و معلولي: هرچيزي به دليلي رخ مي دهد. براي هر علتي معلولي است و براي هر معلولي علت يا علت هاي به خصوصي وجود دارد، چه از آنها اطلاع داشته باشيد و چه نداشته باشيد. چيزي به نام اتفاق وجود ندارد. در زندگي هر كاري را كه بخواهيد مي توانيد انجام دهيد، به شرط آن كه تصميم بگيريد دقيقاً چه مي خواهيد و سپس عمل كنيد.
قانون ذهن: شما تبديل به همان چيزي مي شويد كه درباره آن بيشتر فكر مي كنيد پس هميشه درباره چيزهايي فكر كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.
قانون باور: هر چيزي را كه عميقاً باور داشته باشيد، به واقعيت تبديل مي شود. شما آنچه را كه مي بينيد باور نمي كنيد، بلكه آن چيزي را مي بينيد كه قبلا به عنوان باور انتخاب كرده ايد. پس بايد باورهاي محدود كننده اي را كه مانع موفقيت شما هستند شناسايي كنيد و آنها را از بين ببريد.
قانون ارزش ها: نحوه عملكرد شما هميشه با زيربنايي ترين ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است. آنچه ارزش هايي را كه واقعاً به آن اعتقاد داريد بيان مي كند، ادعاهاي شما نيست بلكه گفته ها، اعمال و انتخاب هاي شما به ويژه هنگام ناراحتي و عصبانيت است.
قانون تاثير تلاش: همه اميدها، روياها ، هدف ها و آرمان هاي ما در گرو سختكوشي است. هرچه بيشتر تلاش كنيم، موفقيت بيشتري كسب خواهيم كرد.
قانون آمادگي: در هر حوزه اي موفق ترين افراد، آنهايي اند كه وقت بيشتري را صرف كسب آمادگي براي انجام كارها مي كنند. عملكرد خوب نتيجه آمادگي كامل است.
قانون حد توانايي: شايد براي انجام همه كارها وقت كافي وجود نداشته باشد ولي هميشه براي انجام مهمترين كارها وقت كافي است. هرچه بيشتر كار كنيم كارآيي بيشتري پيدا مي كنيم. اما بايد اموري را برعهده بگيريم كه در حد توان ما باشد.
قانون تصميم: مصمم بودن از ويژگي هاي اساسي افراد موفق است. در زندگي هر جهشي در جهت پيشرفت هنگامي حاصل ميشود كه در موردي تصميم روشني گرفته باشيم.
قانون خلاقيت: ذهن ما مي تواند به هرچيزي كه باور داشته باشد دست يابد. هرنوع پيشرفتي با يك ايده آغاز مي شود و چون توانايي ما در خلق ايده ها نامحدود است، آينده نيز محدوديتي نخواهد داشت.
قانون استقامت: معيار ايمان به خود، توانايي استقامت در برابر سختي ها، شكست ها ونااميدي ها است. استقامت ويژگي اساسي موفقيت است. اگر به اندازه كافي استقامت كنيم، طبيعتا سرانجام موفق خواهيم داشت.
قانون صداقت: خوشبختي زماني به سراغ ما مي آيد كه تصميم بگيريم هماهنگ با والاترين ارزش ها و عميق ترين اعتقادات خود زندگي كنيم. همواره بايد با آن بهترين ها كه در درون مان وجود دارد صادق باشيم.
قانون انعطاف پذيري: در تعيين اهداف خود قاطعيت داشته باشيد، اما در مورد روش دستيابي به آنها انعطاف پذير باشيد. در عصر تحولات سريع و رقابت شديد، انعطاف پذيري از ضروريات است.
قانون فرصت: بهترين فرصت ها اغلب در معمولي ترين موفقيت هاي زندگي به وجود مي آيد . پس بزرگ ترين فرصت ها به احتمال زياد هميشه در دسترس ما است.
قانون خودشكوفايي: شما مي توانيد هرچه را كه براي رسيدن به اهداف تعيين شده خود به آن نياز داريد، بياموزيد. آنهايي كه مي آموزند توانا هستند.
قانون بخشندگي: هرچه بيشتر، بدون انتظار پاداش به ديگران خدمت كنيد، خير و نيكي بيشتري به شما مي رسد. آن هم از جاهايي كه اصلاً انتظار نداريد.(مِن حيثُ لا يحتسب) شما تنها در صورتي حقيقتاً خوشبخت خواهيد شد كه احساس كنيد به دليل خدمت به ديگران انسان باارزشي هستيد.
| +| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 9 شهریور1389 و ساعت 18:36 |
منطق فازي و كاربردهاي ان
منطق فازي و كاربردهاي ان
تابحال در مورد منطق فازي چيزي شنيديد! ايا ميدانيد در بسياري از وسايل روزمره زندگي ما از منطق فازي استفاده شده است.
منطق کلاسیک هر چیزی را بر اساس یک سیستم دوتائی نشان می دهد
( درست یا غلط، 0 یا 1،سیاه یا سفید)
ولی منطق فازی درستی هر چیزی را با یک عدد که مقدار آن بین صفر و یک است نشان می دهد. مثلاً اگر رنگ سیاه را عدد صفر و رنگ سفید را عدد 1 نشان دهیم، آن گاه رنگ خاکستری عددی نزدیک به صفر خواهد بود. در سال 1965، دکتر لطفیزاده نظریه سیستمهای فازی را معرفی کرد.

در فضایی که دانشمندان علوم مهندسی به دنبال روشهای ریاضی برای شکست دادن مسایل دشوارتر بودند، نظریه فازی به گونهای دیگر از مدلسازی، اقدام کرد.
منطق فازی معتقد است که ابهام در ماهیت علم است. بر خلاف دیگران که معتقدند که باید تقریبها را دقیقتر کرد تا بهرهوری افزایش یابد، لطفیزاده معتقد است که باید به دنبال ساختن مدلهایی بود که ابهام را به عنوان بخشی از سیستم مدل کند. در منطق ارسطویی، یک دستهبندی درست و نادرست وجود دارد. تمام گزارهها درست یا نادرست هستند. بنابراین جمله «هوا سرد است»، در مدل ارسطویی اساساً یک گزاره نمیباشد، چرا که مقدار سرد بودن برای افراد مختلف متفاوت است و این جمله اساساً همیشه درست یا همیشه نادرست نیست. در منطق فازی، جملاتی هستند که مقداری درست و مقداری نادرست هستند. برای مثال، جمله "هوا سرد است" یک گزاره منطقی فازی میباشد که درستی آن گاهی کم و گاهی زیاد است. گاهی همیشه درست و گاهی همیشه نادرست و گاهی تا حدودی درست است. منطق فازی میتواند پایهریز بنیانی برای فنآوری جدیدی باشد که تا کنون هم دستآوردهای فراوانی داشته است.
کاربردها
از منطق فازی برای ساخت کنترل کننده های لوازم خانگی از قبیل ماشین رختشویی (برای تشخیص حداکثر ظرفیت ماشین، مقدار مواد شوینده، تنظیم چرخهای شوینده) و يخچال استفاده می شود.
کاربرد اساسی آن تشخیص حوزه متغیرهای پیوسته است. برای مثال یک وسیله اندازه گیری دما برای جلوگیری از قفل شدن یک عایق ممکن است چندین عضو مجزا تابعی داشته باشد تا بتواند حوزه دماهایی را که نیاز به کنترل دارد به طور صحیح تعریف نماید. هر تابع، یک ارزش دمایی مشابه که حوزه آن بین 0 و 1 است را اختیار می کند. از این ارزشهای داده شده برای تعیین چگونگی کنترل یک عایق استفاده می شود.
| در شکل روبرو، سرد بودن، گرم بودن و داغ بودن، توابعی برای مقایسه درجه حرارت هستند و هر نقطه ای روی این خطوط می تواند دارای یکی از سه ارزش بالا باشد. به عنوان مثال برای یک درجه حرارت خاص که در شکل با یک خط نشان داده شده است، می توان گفت: «مقداری سرد است»،«اندکی گرم است» یا «اصلاً داغ نیست». حال با مثال دیگری اهمیت این علم را بیشتر درک مینمائیم: یک انسان در نور کافی قادر به درک میلیونها رنگ میباشد.ولی یک روبوت چگونه میتواند این تعداد رنگ را تشخیص دهد؟ حال اگر بخواهیم روباتی طراحی کنیم که قادر به تشخیص رنگها باشد از منطق فازی کمک میگیریم و با اختصاص اعدادی به هر رنگ آن را برای روبوت طراحی شده تعریف میکنیم. از کاربردهای دیگر منطق فازی میتوان به کاربرد این علم در صنعت اتومبیل سازی(در طراحی سیستم ترمز ABS و کنترل موتور برای بدست آوردن بالاترین راندمان قدرت)،در طراحی بعضی از ریزپردازنده ها و طراحی دوربینهای دیجیتال اشاره کرد.
| +| نوشته شده توسط محمد در جمعه 1 مرداد1389 و ساعت 18:48 |
2012 پايان دنيا

ظاهرا، دنیا در 21 دسامبر سال 2012 به پایان می رسد! بله، درست متوجه شدید! یا حداقل بخش بزرگی از نوع بشری نابود خواهند شد! دیگر برای شغل آینده ی خود برنامه ریزی نکنید! بدنبال خرید خانه نباشید، و در عوض، چند سال آخر زندگی تان را هرآنطور که می خواهید بگذرانید. اکنون شما 2 سال و خورده ای فرصت دارید که از زندگی لذت ببرید... قبل از پایان دنیا!! ادامه مطلب
| +| نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 6 تیر1389 و ساعت 22:55 |
|